روزگارغریبیست نازنین...
گل سرخ صمیمیت راازدل باغچه ها چیده اند... علف هرزدرآن کاشته اند... matikigirls.blogfa.com خوبین؟ این یه پست تقریبا مخصوص پسراست وبخاطر این رمزدارش کردم که اگه یه دختر بخونه حتما منو میکشه... رمزو خواستین بگین (البته اگه دختر نباشین) از دو طرف شروع به خوردنش می کنند ووقتی به هم میرسند که چیزی ازش باقی نمونده... عشق واقعی یعنی این هرگزبه هم نرسیدن پسرا مثل پيام بازرگاني هستن،حرف زياد ميزنن ولي هيچ كدومش رو نميشه باور كرد پارك هستن، خوباشون قبلاً آشغال شده اونایي هم كه موندن يا كوچيكن يا جلوي در خونه ي مردمن پسرا مثل سيمان هستن، وقتي يه جا ولو ميشن بايد با كلنگ بلندشون كرد مگه نه؟؟؟؟؟ به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريد ي بعد زن رو؟ ميگه شما هم اگه بخواهيد چيز ي بنويسيد اول چكنويس ميكني بعد پاکنویس خصوصيت دختر ايروني: 1-دماغ عمل شده 2-هميشه يادشون ميره پول همراهشون باشه 3-آرايش هفت قلم 4-پر افاده ،خالي بند 5-هميشه از يك پسر ي نارو خوردن كه ولشون كرد ۶-دستو پا اپيلسيون نشده (پوست حساس ) 7-دوست پسرشون فقط مال خودشونه ، خودشون ماله 100 تا پسر (اي بابا ) 9- خودشون زيادين با دوستشون هم سر قرارميان{كه ما هم داريم } 1۰-وقتي با تو هست از هر لباسي خوشش مياد {كه براش بخر ي ديگه } 1۱-آخر ازهمه بي معرفت هستند ميدوني براي چي وقتي باهات قهر كنن فردا با يك ي ديگه ميان جلوت!!!!!!!!!!(هه هه هه هه) دروغ هاي دخترا: 1. وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن!! 3. 4. 5.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نفسی برای بریدن
كوله بارم بر دوش
مسافر میشوم گاهی...
عشقی برای خواندن
بغضی برای شكفتن
خاطراتم در دست
بازیچه میشوم گاهی...
نگاهی در راه
اعتمادی پرپر
پاهایم خسته
هوایی میشوم گاهی...
فكرهای كوتاه
صبری طولانی
صدایی در باد
زمستان میشوم گاهی...
روزهای رفته
ماه های مانده
تقویم ام بی تاب
دلم تنگ میشود گاهی...
جای پایی سرد
رد پایی گنگ
در این سایه ی تنهایی
چه بی رنگ میشوم گاهی...
پنجره رابازکن
بیا!
داردآفتاب می رود - غروب شود
دارد دیرمی شود
خودمان هم اگرنخواهیم
دست های مان - میانِ راه
گم می کنند هم دیگر را
.
دارد دیرمی شود
نگاه کن!
این طوراگربرویم
زیرِ پای مان پاییز
هیچ گاه به آخرنمی رسد
می مانیم میانِ برگ ها وُ... ،
آه ، نه!
پنجره رابازکن - بیا
بایدبه ایستگاه بهاربرسیم!
بهاریادت هست؟
ودانه های معطرِکاج؟
بیدارباشِ گنجشک ها و پروانه ها؟
ریسه های بیدوُ
شرم-خنده های کودکی
که من بودم؟
وگیاهِ نارنجیِ خورشید
بی غروب وُ - همیشه درطلوع؟
*
زیباست ، اما
ایستگاهِ خوبی نیست پاییز!
بِجُنب !
پنجره رابازکن
دست هام رابگیر - بیا
باید
تا بهار
بدویم
که گم شده ای را در آن یافته باشی
هیچ کس اینجا گم نمی شود
آدم ها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
یکی درمه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بی رحم ترینشان در برف
آنچه به جا می ماند
رد پائی است
و خاطره ای که هر از گاه پس میزند
مثل نسیم سحر
پرده های اتاقت را
....
| Design By : Night Melody |

